الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
234
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
بداند و فرمانبرى و اطاعت بىقيد و شرط او را كه مالك و صاحب حقيقى است بر خود لازم بشناسد ، كه البتّه اين تسليم محض بودن ، فقط شايستهء خداوند متعال مىباشد كه كمالش فوق تمام كمالات است و در هيچ كمالى اعظم و اكبر از او نيست ، و فقط ذات بىزوال حقّ است كه در پيشگاه كبريايى او عبادت و پرستش سزاوار است و تذلّل و خضوع از جهت اعتقاد به ربوبيّت و الوهيّت نسبت به احدى جز او جايز نيست و اينگونه تذلّل نسبت به هر كس و هر مقام كه انجام شود شرك و كفر است « 1 » ، و اين حقيقتى است كه بالبديهه ثابت است و محتاج به دليل نيست و « من قضايا الّتى قياساتها معها » . قالَ الرّاغِبُ فى مُفرَداتِه : أَلعُبودِيَّةُ : إِظهارُ التَّذَلُّلِ وَ العِبادَةُ أَبلَغُ مِنها ؛ لِأَنَّها غايَةُ التَّذَلُّلِ ، وَ لا يَستَحِقُّها إِلّا مَن لَهُ غايَةُ الإِفضالِ وَ هُوَ اللَّه تَعالى وَ لِهذا قالَ : « أَلّا تَعبُدوا إِلّا إِياهُ » . « 2 » به بيان ديگر انسان بالطّبع و بنا به فطرت ، مايل و عاشق و شيفتهء كمال ، و در برابر آن خاضع است . پس جاهل در برابر عالِم ، و ضعيف در برابر قوى ، و ناقص در مقابل كامل ، و كامل در محضر اكمل ، خضوع مىنمايد و به حسب مراتب كمالات ، مراتب خضوع نيز تفاوت پيدا مىكند . لذا خضوعى كه در برابر عالِم زحمتكشيده و ربّانى حاصل مىشود ، در مقابل شاگرد او پيدا نمىشود . بنابراين نهايت خضوع فكرى و قلبى و عملى در برابر كسى پيدا مىشود كه خضوعكننده او را واجد بالاترين مراتب كمال
--> ( 1 ) . اگر گفته شود : « پس اين شرك در عبادت بدون شرك در اعتقاد صورت تحقّق نخواهد يافت » ، جواب اين است كه همينگونه است ، يعنى مجرّد عمل ، شرك نيست اگرچه سجده براى غيرخدا يا به غير صورت شرعى عبادت كردن خدا و يا اشياءِ منتسب به او را بر خلاف شرع احترام نمودن ، حرام باشد . ( 2 ) . مفردات راغب اصفهانى ، ص 542 ، تحقيق صفوان عدنان داوودى ، چاپ 1992 م .